
خيلي وقته كه به خوابم نمياي
تويي كه تموم دنياي مني
ديگه شعراي منو نمي خوني
تويي كه تنها دليل بودني
خيلي وقته كه صداي پاي تو
اين سكوت كهنه رو نميشكنه
بعد تو انگاري تنهايي داره
به دلم رنگ زمستون ميزنه
سلام
بازم مي خوام بگم دوستت دارم فاطمه
شايد اين حرفم براي شما كاربرا تكراري باشه ولي براي خودم نيست
چند روزي بود سر حال بودم ولي شبا نميتونم اروم باشم وقتي تو كنارم نيستي
دوست دارم شبا تو بغل تو اروم بگيرم و مثل يه بچه به خواب برم (يعني ميشه)
داره امتحانام شروع ميشه ولي اصلا تو فكرشون نيستم
شايد بدوني كه از درس خوندن متنفرم ولي نميدوني فقط به خاطر تو دارم ادامه تحصيل ميدم
حالا هم كه دارم مينويسم شبه و باز هم مثل همه شبهاي اين هشت سال دلتنگتم عشق من
امروزم فقط با ياد تو و فكر تو گذشت از خونه بيرون نرفتم
فاطمه خيلي تنهام خيلي حتي تو جمع بدون تو احساس تنهايي ميكنم
نبين يكم ميخندم و شوخي ميكنم دلم پره از غصه
جسمي هم كه سالم نيستم شايد متوجه شكستگي بينيم شدي يه روزي داستانشو بهت ميگم
يا كمر دردم – يا اون انگشتم كه كامل كج نميشه – يا از اون بريدگي رو پيشونيم
يا از اون ....................
ولي خوب دوست دارم تا وقتي بهت برسم تو عزاب باشم و وقتي بهت رسيدم (انشاالله)
قدرتو بيشتر بدونم
داشتم به عكست نگاه ميكردم تا يكم اروم بشم
يادش بخير تو بچگي يكي از عكساتو بدون اينكه بفهمي برداشتم
يادم رفته بود از جيبم در بيارم مادرم اونو پيدا كرده بود
نميدونم چرا بهم چيزي نگفت حد اقل دعوام نكرد كه عكس دختر مردم تو جيبت چيكار ميكنه
كه بفهمم كه اون ميدونه كه بهت علاقه دارم
خيلي خوشحالم كه از كودكي عاشقانه دوستت دارم و تا اخرين لحظه عمرم هم عشقت تو سينمه
چون اينطوري ميدونم علاقم به تو يه هوس نيست
نميدونم چرا امشب همش ياد بچگيم افتادم
يادته چقدر با هم شوخي ميكرديم بازي ميكرديم
نميدونم ميشه اسمشو گذاشت بازي يا نه
ولي يادته مينشستيم جلو هم و به هم خيره ميشديم هر كي ميخنديد بازنده بود
همش من بازنده بودم – حتي دلم رو هم بهت باختم – باختي لذت بخش
اين بازي رو خيلي دوست داشتم چون اينطور ميتونستم به چشماي فرشته زندگيم نگاه كنم
صورت نازنينشو كه توش معصوميت موج ميزد ببينم
ولي نميتونستم تو چشات خيره بشم
حتي حالا هم نميتونم
به خودم يه قولي دادم اگه خدا بهم تو رو داد به اندازه هر ماه كه دوستت داشتم ببوسمت
تا حالا هم كه حساب ميكنم شده 97
باورم نميشه يعني تا سه ماه ديگه ميشه 100 ماه كه عاشقانه دوستت دارم
انشالله يه روزي به1000 ماهي هم برسه
يكي از كاربرا اين نظر رو برام گذاشته بود (تا حالا به اسمه خودتو عشقت فکرکردی شاید نشونه باشه)
بايد در جوابش بگم اره خيلي هم فكر كردم شايد باورتون نشه و بيشتر تعجب كنيد
ولي قبل از اين كه عاشق فاطمه باشم - هشت سال داشتم شايدم كوچيكتر بودم
با خدا خيلي حرف ميزدم هر جا كه بودم هنوزم همينطورم
بيشتر وقتها بهش ميگفتم دوست دارم همسر ايندم اسمش فاطمه باشه
دليلشو بعد ميگم
خيلي خوشحالم كه خدا صداي يه بچه كوچولو رو شنيد و تو دلش عشق يه دختر رو گذاشت
كه اتفاقا اسمشم فاطمه بود
حتي روزشم انتخاب كردم روزي كه خيلي دوستش دارم
دوست دارم روزي كه به ارزوم ميرسم يكم ذي الحجه باشه (انشاالله)
بايد بدونيد اون روز چه روزه ديگه - به نظرم روز پر معني و زيباييه
اگه هنوز متوجه نشديد بايد بگم روز ازدواج حضرت علي (ع) با فاطمه (س) است اين روز
----------------
راستشو بخوايد اين مطلبي كه حالا مي خوام بنويسم دو روز پس از مطلب بالايي هست
تو اين دو روزه از هميشه بيشتر احساس تنهايي ميكنم
ديگه هيچ دوستي برام نمونده كه حد اقل بتونم باهاش حرف بزنم
حالا تنها دلخوشيم همين وبلاگه و ابجيم (وبلاگ قشنگش تو قسمت پيوندها هست)
به اينترنتم كه وصل نميشم ديگه براي همين هم ابجيمو نميبينم
تو تموم عمرم اينقدر دلم نگرفته بود
يا بهتر بگم تو تموم عمرم تا حالا اينقدر دوست نداشتم كه باهات حرف بزنم
كاش به حرفام گوش ميدادي و يكم ارومم ميكردي
روزام داره همينطور بدون هيچ خوشي ميگزره
خوشيم فقط و فقط و بازم ميگم فقط تويي فاطمه

این اهنگو میزارم برای دانلود خودم که خیلی دوست دارم مرد تنها دانلود
فكر كنم طولاني ترين اپم تو اين چند ماه باشه
خوب ديگه اين كمر درد ما نميزاره بيشتر از اين بشينم و بنويسم
برم بخوام شايد يكم دردش كمتر بشه
ياحق